معرفی کتاب
کارآفرینی گاهی در خون انسان ها است. گاهی با توسعه مهارت و دانش و تجربه شکل میگیره و گاهی براساس کشف یک نیازی که هرگز ارضاء نشده است.
خیلی ها می گویند خواندن کتاب فرد کارآفرین نمی سازد، اما اتفاقا من معتقدم ...
کارآفرینی گاهی در خون انسان ها است. گاهی با توسعه مهارت و دانش و تجربه شکل میگیره و گاهی براساس کشف یک نیازی که هرگز ارضاء نشده است.
خیلی ها می گویند خواندن کتاب فرد کارآفرین نمی سازد، اما اتفاقا من معتقدم ...
در مدارس خلاقیت و طراحی یک تمرین فردی یا گروهی انجام می شود تا ذهن متقاضیان دوره را به چالش بکشند. هدف این تمرین مجبور کردن افراد به استفاده از قدرت خلاقیتشان برای تبدیل دایره ها به اشیا قابل تشخیص است.
این تمرین قطعا کمک میکند تا ذهن خلاق خودمان را امتحان کنیم.
توافقات هسته ای و برنامه جامع اقدام مشترک، تحولات دنیای کنونی و اعداد و ارقامی که با ما صحبت میکنند، انقلاب صنعتی چهارم که امریکا و چین نقش زیادی در آن ایفا میکنند، و نقش قفل اقتصادی در امنیت سیاسی کشورها، موضوعات جالبی بود که میتوانید آنرا از اینجا بخوانید. 
پی نوشت: برای دنبال کردن مطالب دکتر سریع القلم عزیز میتوانید به سایت ایشان بروید.
از زمانی که شروع کردم به نوشتن حرف نگفته روی دیوار و چند تایی از آنها را اینجا منتشر کردم، این اولین بار است که حرف نگفته روی دیوار، به جای چند کلمه ،چند جمله و پاراگراف خواهد داشت.
در بخش اول از درس مدیریت استراتژیک با هم مروری داشتیم بر تعاریف مختلفی که از استراتژی وجود دارد، و در این درس قرار است تا یکی از مهمترین چهارچوب های مدیریت استراتژیک، که با گذشت سال ها از طرح این مدل توسط پورتر، هم اکنون نیز استفاده وسیعی از آن میشود را مطرح کنیم.
پورتر معتقد بود که سودآوری در یک صنعت تحت تاثیر پنج عامل است. سه عامل افقی (کالای جانشین، رقابت در صنعت و تهدید تازه واردها) و دو عامل عمودی( قدرت تامین کنندگان و قدرت خریداران).
هر چه موقعیت یک شرکت در میان این پنج عامل بهتر و مستحکم تر باشد، میتوان گفت آن شرکت از موقعیت رقابتی بهتر و سودآوری بالاتری برخوردار خواهد بود.
در این درس من به بررسی دو عامل کالاهای جایگزین و رقبای تازه وارد خواهم پرداخت و در درس بعدی سایر عوامل را مرور خواهم کرد.
وقتی شما یک کالا و یا خدمت خاصی را به بازار عرضه میکنید، به گونه ای که نتوان کالای جایگزینی برای آن در نظر گرفت، امکان سودآوری شما بالا خواهد بود. مثلا جایگزین سیگار و بنزین وجود ندارد، اگر برای محصول شما جایگزین وجود نداشته باشد، گفته میشود که مشتریان نسبت به افزایش قیمت خیلی حساس نیستند. یعنی تقاضا برای محصول بی کشش است. هر چه مشتریان در قبال افزایش قیمت حساسیت بیشتری داشته باشند، تقاضا برای آن کالا با کشش است.
کالاهای جایگزین بخشی از نیروهای پورتر است. بخش دیگر آن مربوط به تازه واردان است. اگر در صنعتی فعالیت کنید که میزان سود سرمایه بیشتر از هزینه سرمایه باشد، همانند آهن ربا سایر کسب و کارها را به سمت صنعت شما روانه خواهد کرد.
اما یکسری موانع ورود معمولا مانع از حضور برخی شرکتها به صنعت شما میشود، که اگر این موانع ورود نبود، هجوم شرکتها به صنعت شما، سودآوری را تا حد زیادی کاهش میداد. مثلا در سال های گذشته اهمیت سلامت و تغذیه بیش از پیش نمود یافت. همزمان با اهمیت سلامت تعداد کسب و کارهایی که نوشیدنی میوه ای به بازار عرضه میکردند، رو به فزونی یافت و نرخ سودآوری صنعت را تا حد زیادی کاهش داد، به گونه ای که برخی شرکتها ورشکست شدند.
در ادامه با برخی از موانع ورود آشنا میشویم:
* سرمایه گذاری اولیه: ورود به صنایعی که سرمایه ی زیادی را میخواهد، برای هر شرکتی امکان پذیر نیست.
بعنوان مثال ورود به صنعت ساخت هواپیماهای غول پیکر(ایرباس و بوئینگ) که برای تولید هر هواپیما A380 ایرباس چیزی در حدود 18 میلیارد دلار هزینه در بر دارد، برای هر شرکتی امکان پذیر نیست.
* مزیت هزینه مطلق: یعنی کسب و کار شما دارای یکسری منابعی است، که سایر شرکتها این منابع را در اختیار ندارند. مثلا شرکت نفت عربستان و گازپروم دارای منابعی در دسترسی هستند که به آنها مزیت رقابتی میدهد. برخی اوقات شرکتها از مزیت تجربه نیز برخوردارند. مثلا اینتل و آی بی اِم در تولید ریزپردازنده ها دارای تجربه ی بالایی هستند که به آنها امکان تولید با هزینه ی کمتر را میدهد.
* هزینه های از دست رفته و واکنش متقابل: هزینه های از دست رفته یا (SUNK COST) اشاره به این دارد، که سرمایه گذاری انجام شده توسط شما در هنگام خروج از صنعت بازنگردد. در مورد واکنش متقابل نیز باید گفت، برخی از شرکتها به تلافی اینکه شما وارد بازارشان شده اید، دست به کاهش قیمت و فعالیتهای بازاریابی و ترفیع میزنند.
* صرفه به نسبت مقیاس: تولید برخی از محصولات در مقدار پایین توجیه پذیر نیست. مثلا در تولید خودرو گفته میشود، در صورت تولید 4/000/000 میلیون خودرو در سال امکان سودآوری وجود دارد. شما یکسری هزینه های ثابت دارید، مثل ماشین آلات، زمین، ساختمان، اجاره و نیروی انسانی. پس هر چه بیشتر تولید کنید، قیمت تمام شده کالاهای تولیدی بر روی تولیدات سرشکن میشود.
اگر هزینه ی ثابت تولید یک بشقاب 10000 هزار تومان تمام شود. قیمت تولید 10 بشقاب با همان هزینه ی ثابت 1000 تومان تمام میشود.
به دلیل تولیدات بالا و استفاده از امکان صرفه به مقیاس، و نداشتن سهم بازار مناسب، خیلی از شرکتها قید حضور در بازار را میزنند.
* وفاداری مشتریان: آگاهی از برند و داشتن حسن ظن به برند محصولاتی که اکنون در بازار وجود دارد، مانع از حضور رقبای تازه به بازار میشود. در صورت حضور هزینه های زیادی را باید در بخش بازاریابی و تبلیغات و ترفیع فروش انجام دهند.
در درس های گذشته با هم فیلمی از تد تاک دیدیم، و سخنان سرکن رابینسون را شنیدیم. سپس از افسانه ی غلط خلاقیت گفتیم، با هم مروری داشتیم بر خلاقیت و توجه به عامل انسانی در طراحی محصولاتمان، و داستانی را از عرضه محصول اِم آر آی و نقش خلاقیت در موفقیت آنرا بیان کردیم، در مورد مدل سه بخشی امکان پذیری، ارزشهای اقتصادی و عوامل انسانی صحبت کردیم.
در این درس که ساختار خاصی ندارد و صرفا چند پیشنهاد است، به برخی از موضوعاتی میپردازم که در کنار داشتن خلاقیت، میتواند در دستیابی به موفقیت در عرضه محصولات و خدمات موثر واقع شود.
*طراحی انسان محور و خلق محصولی متمایز
شاید شما هم تجربه ی نشستن بر روی صندلی های سفت دانشگاه را داشته باشید. عکس بالا مربوط به طراحی شرکتی است که روند تدریس در دانشگاه ها و شرکت ها را مشاهده کرد، و صندلی ای طراحی کرد که توانست نظر خیلی از مسئولین دانشگاه ها را به خود جلب کند. در سال های اخیر نحوه ی تدریس در دانشگاه ها و نحوه ی تعامل کارکنان در شرکت ها دستخوش تغییرات زیادی شده است. امروز شما شاهد اهمیت یافتن تیم ها در شرکتها هستید، و در کنار آن کلاس های درسی را میبینید که اساتید فرآیندها و کارهای گروهی را تشویق میکنند. در این شرایط چه در محل کار و چه در دانشگاه نیاز به صندلی هایی است که انعطاف بالایی در جابه جایی و نحوه ی نشستن داشته باشد. افراد باید دائما با یکدیگر صحبت کنند و از جایی به جای دیگر منتقل شوند. از طرفی داشتن زیر دستی که قابلیت تنظیم ارتفاع دارد، جایی مخصوص قراردادن قهوه و چایی دارد و امکان قرار دادن کیف در زیر صندلی را برای دانشجویان فراهم کرده است.
این طراحی انسان محور است. دیدن انسان ها و مشکلاتشان، صحبت کردن با آنها منجر به خلق محصولی میشود، که مورد توجه قرار میگیرد.
*گاهی میان دانستن و عمل کردن فاصله ایجاد میشود
در کلاس درسی استاد مشغول صحبت کردن در مورد وظایف و تکالیف کلاسی بود. آنگاه دانشجویانش را به دو گروه تقسیم کرد. به گروه اول گفته شد که بر اساس کیفیت سفال های ساخته شده، ارزیابی می شوند. به گروه دوم گفته شد که براساس کمیت سفال ها ارزیابی خواهند شد.
ما گاهی بین فکر و عمل و بین برنامه ریزی و عمل، فاصله می اندازیم. گروهی که بر اساس کیفیت ارزیابی می شد، بین برنامه ریزی و عمل فاصله میانداخت. و همین عامل چرخه ی تجربه را کاهش میداد. چرخه ی تجربه یعنی تا چه اندازه در مسیر توسعه محصول و یا عرضه محصول جدید مشارکت داشته ایم. یک مدیر با سابقه در یک شرکت تولیدی، چرخه ی تجربه ی کمتری نسبت به یک مدیر با تجربه ی کمتر اما در صنعت IT خواهد داشت. چرا که عرضه یک محصول تولیدی معمولا در طی زمان های بیشتری دستخوش تغییر میشود، اما شما یک سایت و یا یک نرم افزار را باید دائما به روز کنید، و این چرخه های تجربه و یادگیری را افزایش می دهد.
گروه دوم دانشجویان که براساس کمیت ارزیابی میشدند، بین فکر و عمل و بین برنامه ریزی و عمل فاصله ای ایجاد نمیکردند. نتایج پایان دوره قابل توجه بود. دانشجویانی که در گروه کمیت بودند، سفال های با کیفیت بهتری نیز ساخته بودند، چرا که چرخه ی تجربه و یادگیری بیشتری داشتند.
در پایان این درس می توانید فایل ارزشمند طراحی انسان محور را دریافت کنید.
در درس های گذشته از سرفصل خلاقیت و نوآوری فیلمی از سرکن رابینسون دیدیم که تاکیدش بر اهمیت خلاقیت در زندگی و تاثیر منفی مدارس که میتواند خلاقیت فرزندانمان را نابود کند. در ادامه به افسانه ی غلط خلاقیت پرداختیم که از تصورات منفی ما نشات میگرفت. چرا که خیلی ها اعتقاد دارند که خلاقیت ژنتیکی است و برخی افراد خلاق بدنیا می آیند و در آن درس گفتیم که خلاقیت نیز مثل عضلات بدن انسان هر چه بیشتر کار کند ،تنومندتر خواهد شد. در درس سوم با هم نمونه ای از داستان موفقیت آمیز یک انسان خلاق را مرور کردیم و در این درس قرار است از مدلی حرف بزنیم که کمک میکند تا محصول(خدمت یا کالا) ارزشمندی به بازار عرضه کنیم.
اگر شما محصولی را به بازار عرضه کنید که تمام ویژگی های یک محصول خوب را از لحاظ فنی دارا باشد، آیا محصول شما مورد استقبال قرار می گیرد؟
اگر شما یک سازمان انتفاعی و یا یک سازمان غیر انتفاعی باشید، آیا اهمیت ارزش های اقتصادی یا تجاری بودن محصولتان را نادیده می گیرید؟
اگر فرض کنیم که عامل های انسانی بعنوان موجودات زنده و پویا می توانند سر منشا خلاقیت و نوآوری باشند، میتوان نادیده گرفتن آنها را توجیه کرد؟
سوالات بالا فرضیات مختلفی را ایجاد می کند، اما باید گفت که هر سه مورد بالا، در کنار هم محصولی متفاوت به ارمغان می آورد. به همین دلیل الگویی وجود دارد که بهترین فضا برای نوآوری و خلاقیت را فضای اشتراک این سه عامل می داند.
امکان پذیری که اکثر کسب و کارها از این مرحله شروع میکنند، اشاره به ویژگی های فنی محصول دارد.
اما خوب میدانیم که ویژگی فنی به تنهایی برای موفقیت یک محصول کافی نیست.شما اگر بهترین بدنه ی هواپیما را از جنس فیبر کربن بسازید، لوازم جراحی با کمترین برش بر روی بدن را طراحی کنید، باز هم نیاز به دو عامل دیگر دارید.
ارزش های اقتصادی، همان سود حاصل از محصول شما است. در واقع ارزش تجاری حاصل از محصولی که در دل مدل کسب و کار شما قرار دارد.
سال ها قبل پیش بینی میکردند که تعداد زیادی از انسانها در قرن 21 می توانند هلی کوپتر شخصی داشته باشند، اما تا امروز هیچ شرکتی نتوانسته مدل کسب و کار معقولی برای این مورد پیدا کند.
شما اگر یک شرکت غیر انتفاعی نیز باشید، بهر حال برای پیشبرد اهدافتون نیاز به درآمد دارید. به همین دلیل برخی از شرکتها هنوز نتوانسته اند مشکل آب آشامیدنی در هندوستان را برطرف کنند، و یا وضعیت بهداشت در غنا در شرایط نامناسبی قرار دارد.
بهر حال آنچه از دو مورد بالا بیشتر اهمیت دارد، نقش انسانها بعنوان نیرو های خلاق است.در آینده سهم انسانهای خلاق و نوآور بیشتر نیز خواهد شد. چرا که بازارها روز به روز شاهد رقابت سنگین تر خواهد بود، و آن کسب وکاری پایدار می ماند که از توان و ظرفیت نیروهای خلاقش استفاده کند و در کنار آن انگیزه ها و باورهای کارکنان را نیز درک کند.
مطالب مرتبط: