چهارچوب GOST چیست؟

قبلا در مورد تفکر استراتژیک مطالبی را عنوان کردم. از اهمیت آن بخصوص در دنیای متلاطم امروزگفتم.
به این که واکنشی بودن در برابر مسائل مختلف چه قدر آسیب زننده است، و شاید یکی از مهمترین کارهایی که در این مواقع میشود انجام داد ، همین جمله ی کوتاه باشد که بیایید کمی در موردش فکر کنیم. مثلا یکی از کارکنان شرکت ایمیل مهمی را علامت زده است، و از شما میپرسد که چگونه میتوان در مقابل این تاکتیک رقیب عمل کرد، پاسخ واکنشی دادن راهکار بدون درنگ است، اما پاسخی که تفکر استراتژیک را در دل خود دارد، نشانه هایی از جمله ساده ی بیا کمی در موردش فکر کنیم را دارد.
در مطلبی که مقدمه ای بود برای شروع درس استراتژی به برخی از تعاریف و اینکه استراتژی برای اولین بار توسط چه کسی مطرح شد، پرداختم. در این مطلب نیز جمله ای معروف از سان تزو خواهم گفت.
GOST: Goals, Objectives, Strategies and Tactics
در این نوشته به معرفی چهارچوبی میپردازم که کمک زیادی میکند به شناخت بیشتر استراتژی کسب و کار و فعالیت هایی که انجام میشود. چهارچوب GOST از ابتدای چهار حرف انگلیسی تشکیل شده است.
در بیشتر مواقع حتی بسیاری از مدیران با تجربه دنیا نیز اهداف بلند مدت(Goal) اهداف کوتاه مدت(Objectives)
استراتژی(Strategies) و تاکتیک(Tactics) را اشتباه میگیرند.
بگذارید با یک مثال از واحد فروش یک شرکت این تفاوت را بهتر درک کنیم.
هدف بلند مدت واحد فروش پیروزی در فروش ملی در سطح منطقه است.
هدف کوتاه مدت فروش 25 میلیاردی در پایان فصل سوم سال.
استراتژی واحد فروش متمرکز نمودن فعالیتهای واحد فروش بر افزایش سهم از کیفِ پول مشتریان کنونی است.
و در نهایت تاکتیک ها به مواردی مثل سی دی آموزشی، قرار ملاقات گذاشتن با بهترین مشتریان هر ناحیه، یا خرید آی پَد و قرار دادن اطلاعات و اسلاید های بهتر در زمان ملاقات با مشتری.
به طور کل بعد از این مثال باید گفت، زمانیکه ما اهداف کوتاه مدت و بلند مدت خود را مشخص کردیم، وقت آن است که به سراغ استراتژی برویم.و سپس در مورد تاکتیک ها بیاندیشیم که چگونه قرار است کارها را انجام دهیم.
پس استراتژی مسیر دست یافتن به اهداف است. چگونگی تخصیص دادن منابع است. اگر باز هم شما، همکارتان و مدیرانتان در مورد استراتژی و تاکتیک دچار اشتباه شدید از قانون لمس استفاده کنید. قانون لمس (rule of touch) میگوید اگر بازوی خودتان را دراز کردید و چیزی فیزیکی مثل کاربرگ فروش، دی وی دی آموزشی را لمس کنید، این از جنس تاکتیک است.

سان تِزو می گوید:همه افراد میتوانند تاکتیک هایی که در جنگ به کار میبرم را ببینند، اما آنچیزی که هیچ کس نمیتواند آنرا ببیند، استراتژی ای است که پیروزیِ بزرگ از دل آن زاییده است. شاید بدلیل انتزاعی بودن استراتژی است که ما شاهد آن هستیم که هرکس تفسیر متفاوتی از استراتژی سازمان خود دارد و یکی از مهمترین مشکلات مدیران در اجرای استراتژی و پیاده سازی آن همین تفاسیر مختلف است. و اولین چیزی که در سازمان قربانی میشود همین استراتژی است.
پی نوشت نامربوط به این درس:
در طی دو روز گذشته که امتحانات تمام شد، و این آخرین امتحانات دوران تحصیل من، حداقل تا پنج سال آینده خواهد بود، با بسیاری از دل مشغولی هایی همراه بود که افکارم را کاملا پریشان کرده بود. با وجود اینکه همین حالا نمره ی دو درس آمده است و نمرات خوبی گرفته ام، اما مدام خودم را سرزنش میکنم. نمیخواهم دلیل بیاورم که چرا من تلاشم را آنچنان که باید نه برای نمره گرفتن و بلکه برای یادگرفتن انجام ندادم.به هر حال نمیتوان تاثیر محیط را نادیده گرفت، متاسفانه باید بگویم که روز به روز کیفیت آموزش و کیفیت دانشجویان دانشگاه آزاد قزوین در حال کاهش است.نمیدانم مابقی دانشگاه ها در چه وضعیتی هستند، اما آنچه که خودم لمس کردم را مطرح میکنم.
کیفیت اساتید که باید دانشجو را مبتلا به درس کنند، روز به روز کاهش پیدا میکند، شاید بی انصافی باشد از دکتر خیراندیش نام نبرم که واقعا برای انتقال مفاهیم و موضوعات مختلف درس منابع انسانی زحمات فراوانی کشید و از معدود اساتیدی بود که من همواره آن را به نیکی یاد خواهم کرد و امیدوارم که خداوند تنشان سالم بدارد.
دانشجویانی که حوصله درس خواندن ندارند، از کتاب فراری هستند، دانشجویانی که فقط برای برگه A4 آمده اند، تا افزایش حقوق داشته باشند، استادانی که صرفا به امتحان پایان ترم اهمیت می دهند، فعالیت و مشارکت دانشجو به عنوان معیاری برای ارزیابی عملکرد آن در نظر گرفته نمیشود، که اگر اینگونه بود، بیشتر از 70 درصد کلاس مردود می شدند، چرا که نه حرفی برای گفتن دارند و نه انگیزه ای برای یادگیری. منابعی که 20 سال از عمر آنها گذشته است به عنوان منبع درسی معرفی میشود، و وقتی مشغول مطالعه آن میشوی با هزار ترفند نمیتوانی خودت را قانع کنی که وقت ارزشمندت را برای مطالعه ی آن هزینه کنی.بماند که همین منبع درسی در پایان ترم به 30 سوال تبدیل میشود و باز بماند که همان 30 سوال نیز به مهم و غیر مهم بودن بدل میشود.
دانشگاه نیز مسئول است، نه سوالات استاد در طی سالهای مختلف بررسی میشود که چرا طرح یک امتحان در طی 5 سال گذشته هیچ تغییری نداشته است و نه یک بانک جامع اطلاعاتی وجود دارد که به اساتید محترم بگوید، آنچه در دانشگاه های بزرگ کشور تدریس میشود، این منابع را در بر میگیرد.
امیدوارم هر چه زودتر فضای آموزش آنلاین قوی تر شود تا آنانکه علاقه به یادگیری دارند، بدلیل قرار گرفتن در چنین جو بیمار آموزشی، انگیزه و پشتکار یادگیری خود را از دست ندهند.
امیدوارم دانشگاه و اساتید و دانشجوی خیانتکار کمتر شود، که در غیر اینصورت جامعه ای مدعی خواهیم داشت که به هیچ زحمتی برای یادگیری، می خواهد به تمدن گذشته اش باز گردد.
امیدوارم و آرزو دارم در دانشکده مدیریت دانشگاه قزوین بحث به جای اینکه کدام استاد نمره خوب می دهد، به کدام استاد خوب درس می دهد ،تغییر کند. گفتگوها به جای اینکه به نمونه سوال و کمیت ختم شود، به کیفیت آموزش ها پرداخته شود.
امیدوارم و آرزو دارم که دانشجویان از معرفی کتاب به هم لذت ببرند. از بحث کردن در کلاس ناراحت نشوند.
ارادتمند سعید رنجبر
رزرو آنلاین سالن های ورزشی و پیوستن به شبکه ی همپای ورزشی در سایت reservesport.ir